0

آیا خط فقر در تهران ۵ میلیون تومان است؟

بازدید 18



<![CDATA[0 دقیقه

«داریوش ابوحمزه»، معاون رفاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی روز ۱۸ دی ۱۴۰۰ در برنامه تلویزیونی «تهران ۲۰» در شبکه پنج سازمان صداوسیما مدعی شد: «میانگین خط فقر در کشور برای خانواده چهار نفره حدود چهار میلیون تومان و برای شهر تهران کمی بیشتر، نزدیک پنج میلیون تومان است.» او در این گفت‌وگو با بیان این که از استانداردهای نرمال صحبت نمی‌کند بلکه خط فقر را تشریح می‌کند که می‌تواند وضعیتی زیر استاندارد یک زندگی نرمال باشد، گفت: «براساس استانداردهای بین‌المللی، دو هزار و ۱۰۰ کیلو کالری خط فقر است؛ یعنی اگر کسی به این میزان کالری دسترسی نداشته باشد، زیر خط فقر قرار دارد. براساس این استاندارد، میانگین خط فقر در کشور چهار میلیون و خرده‌ای و برای تهران حدود چهار و نیم تا پنج میلیون تومان تعیین شده است.» 

خط فقر در ایران چه‌قدر است؟ آیا استاندارد بین‌المللی خط فقر وجود دارد یا خط فقر براساس شرایط هر کشور تعیین می‌شود؟ یک خانواده چهار نفره با چه درآمدی از حداقل‌های معیشتی برخوردار است؟ 

«ایران‌وایر» در این گزارش می‌کوشد به این پرسش‌ها پاسخ دهد.

***

خط فقر چیست و آیا استاندارد بین‌المللی مشخصی برای آن وجود دارد؟

برای خط فقر دو سطح را در‌ نظر گرفته‌‌اند؛ سطحی که زیر آن فرد به حداقل مواد غذایی لازم هم دسترسی ندارد که آن را «خط فقر مطلق» خوانده‌اند و سطحی که فرد علاوه بر حداقل مواد غذایی، به حداقلی از لوازم زندگی هم دسترسی دارد و اگر درآمد زیر آن باشد، فرد این امکانات اولیه را از دست می‌دهد. 

معیار «بانک جهانی» برای تعیین خط فقر در هر کشور، میزان سرانه درآمدی در آن کشور است. بانک جهانی کشورها را به کشورهای کم درآمد، پایین درآمد متوسط، بالای درآمد متوسط و پردرآمد تقسیم کرده است. 

براساس این تقسیم بندی، بانک جهانی خط فقر در کشورهای کم درآمد را روزانه ۱.۹ دلار به ازای هر فرد، در کشورهای زیر خط میانه درآمدی را کسب درآمد روزانه ۳.۲۰ دلار به ازای هر فرد و در کشورهای بالای خط میانه درآمدی را کسب درآمد روزانه ۵.۵۰ دلار تعریف کرده است. در‌آمد زیر ۱.۹ دلار در روز در کشورهایی با درآمد متوسط به معنای فقر مطلق شناخته می‌شود و درآمد بالای آن فرد را از ردیف فقر مطلق خارج می‌کند.

البته این تنها مدل تعیین خط فقر در کشورهای دنیا نیست. بانک جهانی علاوه بر این، یک مدل دیگر به نام «فقر اجتماعی» (Societal poverty) را در ارزیابی خط فقر موثر می‌داند. مدل خط فقر اجتماعی به تعریف بانک جهانی از این قاعده پیروی می‌کند:

SPL (Societal Poverty‌ Line) = max (US$1.90, US$1.00 + 0.5 × median)

روش سوم، اندازه‌گیری چند بعدی خط فقر است؛ یعنی علاوه بر محاسبه دسترسی به غذا، شش شاخص درآمد، پیشرفت تحصیلی، برخورداری از آموزش،‌ دسترسی به آب آشامیدنی، بهداشت و سیستم فاضلاب و برخورداری از برق/انرژی نیز مورد سنجش قرار می‌گیرند و براساس آن‌، خط فقر تعیین می‌شود. بنابراین، میزان دسترسی داشتن به این شاخص‌ها، تعیین کننده میزان فقر افراد است.

ارزیابی بانک جهانی از رده درآمدی ایران چیست؟

بانک جهانی ایران را در ردیف کشورهای زیر خط میانه درآمدی می‌داند. از نگاه این نهاد بین‌المللی، سرانه بین هزار و ۳۶ تا چهار هزار و ۴۵ دلار در سال به ازای هر فرد، آن کشور را در زیر خط میانه درآمدی قرار می‌دهد. بنابراین، در تعیین خط فقر در کشوری مثل ایران، بانک جهانی قائل به درآمد حداقلی ۳.۲۰ دلار در روز به ازای هر فرد است.

Graphical user interface, text, application

Description automatically generated

این نکته را باید در نظر گرفت که این‌جا دلار براساس قیمت بازار ارزش‌گذاری نمی‌شود بلکه براساس قدرت خرید مردم در یک کشور محاسبه می‌شود. به همین دلیل، اگر به محاسبه بانک جهانی از خط فقر در ایران در سال ۲۰۱۸ نگاه کنیم، درآمد روزانه ۵۷ هزار و ۹۹۰ تومان، یعنی معادل هر دلار ۱۸ هزار و ۱۲۱ تومان را در نظر گرفته است.

Graphical user interface, application

Description automatically generated

روش محاسبه خط فقر در ایران

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۹۵ در گزارشی تفصیلی به تشریح روش محاسبه خط فقر در ایران پرداخته و آورده بود خط فقر مطلق بر اساس روش هزینه حداقل نيازهای اساسی تكراری محاسبه می‌شود. در این روش، یک سبد خوراکی به عنوان مرجع انتخاب می‌شود که در این مطالعه، سبد خوراکی تأمين‌ کننده دو هزار و ۱۰۰ کيلوکالری انتخاب شده بود. سپس هزینه دست‌يابی به این سبد برای فقرا بر اساس داده‌های موجود، استخراج می‌شود. با مشخص شدن هزینه تأمين این سبد، خط فقر خوراکی به دست می‌آید. سپس با استفاده از معكوس «ضریب انگل» در حول و حوش خط فقر (سهم هزینه خوراکی از کل هزینه خانوار)، خط فقر کل تخمين زده می‌شود. 

منطق استفاده از ضریب انگل آن است که فرض می‌شود شخصی که هزینه خوراکش در محدوده خط فقر است، سایر هزینه‌هایش نيز متناسب با آن است. 

این گزارش خط فقر در تهران را درآمدی معادل ۷۷۰ هزار تومان عنوان کرده و در تشریح خط فقر خانوار آورده است: «بر اساس استاندارد مورد استفاده، نفر اول در هر خانوار برابر یک، نفر دوم بزرگ‌سال برابر ۰.۷ و بچه‌ها هرکدام معادل ۰.۵ در نظر گرفته می‌شوند. از این رو، برای آن که خط فقر مطلق ماهيانه برای یک خانوار چهار نفره در هر خوشه را محاسبه کنيم، باید ارقام سرانه را در ۲.۷ ضرب کنيم.» 

بر این اساس، خط فقر در تهران برای یک خانواده چهار نفره در سال ۱۳۹۵ معادل دو میلیون و ۷۹ هزار تومان برآورد شده بود. همین مرکز، خط فقر در تهران در یک خانواده چهار نفره در سال ۱۳۹۸ را کمی بیش از چهار و نیم میلیون تومان برآورد کرده بود.

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در بهار ۱۳۹۹، در گزارشی با عنوان «تصویری از وضعیت اقتصاد کشور: چالش‌ها و راه‌کارها»، خط فقر در سال ۱۳۹۸ را این‌گونه ترسیم کرده است:

Chart, bar chart

Description automatically generated

خط فقر در سال ۱۴۰۰ چه‌قدر است؟

خط فقر در سال ۱۴۰۰ چه‌قدر است؟ پاسخ این پرسش چندان ساده نیست، زیرا اطلاعات و آمار دقیق در دسترس نیست. اگر بخواهیم بر‌اساس فرمول بانک جهانی خط فقر را محاسبه کنیم، نیاز داریم بدانیم نرخ دلار بر‌اساس قدرت خرید مردم چند است. چرا‌که بانک جهانی می‌گوید در کشوری مثل ایران با سرانه‌ای پایین درآمد متوسط، معادل ۳.۲۰ دلار در هر روز برای هر نفر تعیین کننده خط فقر است.

پس اگر قیمت بازاری دلار را با ارزش آن براساس قدرت خرید مردم یکی بدانیم (ما سندی که نشان دهد ارزش دلار با قدرت خرید مردم در سال ۱۴۰۰ چه‌قدر است، پیدا نکردیم)، باید بگویم میانگین خط فقر در ایران در سال ۱۴۰۰ برابری می‌کند با عددی حدود:

۳.۲دلار* ۲۷۵۵۰(قیمت دلار در بازار در روز ۲۰ دی ۱۴۰۰)* ۲.۷(ضریب خانواده ۴ نفره) *۳۰ روز ماه= ۷.۱۴۰.۹۶۰ تومان (میانگین کشوری که با افزودن ۳۰ درصد مابه‌التفاوت تهران با میانگین کشوری خط فقر در تهران به طور تقریبی معادل با ۹.۲۸۳.۲۴۸ میلیون تومان خواهد بود).

به این محاسبه، به دلیل در نظر نگرفتن ارزش دلار بر‌اساس قدرت خرید، ممکن است ایراد وارد باشد، لذا به فرمول مرکز پژوهش‌های مجلس نگاه می‌کنیم. این مرکز معتقد است خط فقر را با محاسبه سبد غذایی با ارزش دو هزار و ۱۰۰ کالری به علاوه معكوس ضریب انگل در حول و حوش سهم هزینه خوراکی از کل هزینه خانوار با ضریب ۲.۷ به ازای خانواده چهار نفره (دو بزرگ‌سال و دو کودک)، خط فقر کل خانوار به دست می‌آید.

این‌جا ما تنها سند رسمی در خصوص قیمت سبد خانوار در دست داریم که گزارش مرکز ملی آمار ایران است. نتایج طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوار شهری و روستایی در سال ۱۳۹۹ که توسط دفتر جمعیت، نیروی کار و سرشماری مرکز ملی آمار ایران تهیه و تیر ۱۴۰۰ منتشر شده است، نشان می‌دهد که هزینه یک خانوار شهری بر اساس میانگین کشوری، معادل سالانه ۶۲ میلیون و ۱۳۹ هزار و ۲۰۰ تومان، یعنی ماهانه پنج میلیون و ۱۷۸ هزار و ۲۶۶ تومان بوده است. این رقم در تهران معادل ۹۵ میلیون و ۷۰۱ هزار و ۶۰۰ تومان است که می‌شود ماهانه هفت میلیون و ۹۷۵ هزار و ۱۳۳ تومان.

رقم اعلامی از سوی مرکز آمار ایران، ارزش سبد غذایی با دو هزار و ۱۰۰ کالری نیست بلکه متوسط هزینه غذایی خانوار ایرانی است که می‌تواند بالاتر از خط فقر غذایی باشد. لذا تنها راه محاسبه قابل استناد به اسناد رسمی، مبنا گرفتن نرخ اعلامی از سوی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۹۸ و محاسبه آن برای سال ۱۴۰۰ با احتساب نرخ تورم رسمی است.

این مرکز خط فقر در سال ۱۳۹۸ در تهران را حدود چهار و نیم میلیون تومان و خط فقر در این سال در میانگین کشوری را حدود دو میلیون تومان برآورد کرده است. حال سوال این است که نرخ تورم در سال ۱۳۹۹ به نسبت سال ۱۳۹۸ و در سال ۱۴۰۰ به نسبت سال ۱۳۹۹ چه قدر بوده است.

مرکز ملی آمار ایران معتقد است: «فشار تورم در پایان اسفند در مقایسه با اسفند سال قبل نزدیک به ۵۰ درصد بوده است. به بیان دقیق‌تر، نرخ تورم نقطه‌ای در اسفند ١٣٩٩ به عدد ٤٨.٧ درصد رسیده است؛ یعنی خانوارهای کشور به طور میانگین ٤٨.٧ درصد بیشتر از اسفند ١٣٩٨ برای خرید یک مجموعه کالاها و خدمات یکسان هزینه کرده‌اند.» 

از سوی دیگر، خبرگزاری «تسنیم» به نقل از مرکز آمار ایران گزارش داده که نرخ تورم نقطه‌ای در آذر ۱۴۰۰ به عدد ۳۵.۲ درصد رسیده است؛ یعنی خانوار‌های کشور به طور میانگین ۳۵.۲ درصد بیشتر از آذر ۱۳۹۹ برای خرید یک مجموعه کالا‌ها و خدمات یکسان هزینه کرده‌اند.

بنابراین، با احتساب خط فقر سال ۱۳۹۸ منتشره توسط مرکز پژوهش‌های مجلس و احتساب نرخ تورم در سال‌های ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰، می‌توانیم بگوییم خط فقر در تهران در سال ۱۳۹۹ حدود شش میلیون و۶۹۱ هزار و ۵۰۰ تومان (۴.۵ میلیون تومان ضرب در ۱.۴۸۷) و در نیمه سال ۱۴۰۰ حدود هشت میلیون و۲۹ هزار و ۸۰۰ تومان (۶۶۹۱۵۰۰ ضرب در ۱.۲) بوده است. 

براساس این محاسبه، میانگین خط فقر در کل کشور با احتساب کمتر بودن ۳۰ درصدی هزینه خانوار به نسبت تهران، حدود پنج میلیون و ۶۲۰ هزار و ۸۶۰ تومان است. هرچند مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی متوسط خط فقر کشوری را به نسبت تهران حدود ۶۰ درصد کمتر در نظر گرفته که با نتایج طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوار شهری و روستایی در سال ۱۳۹۹ هم‌خوانی ندارد و خیلی پایین‌تر است. 

براساس محاسبه مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، متوسط خط فقر کشوری در سال ۱۴۰۰ حدود سه میلیون و ۵۶۸ هزار و ۸۰۰ تومان است. 

خبرگزاری «ایمنا» نیز روز هفتم اردیبهشت ۱۴۰۰ در گزارشی به نقل از سازمان تامین اجتماعی ایران، متوسط خط فقر در سال ۱۴۰۰ را حدود هفت میلیون تومان در ماه دانسته و نوشته این رقم برای شهرهای بزرگ، عددی بیش از این و در حدود ۱۰ میلیون تومان است که خود بیان‌گر وجود اختلاف نظر در هزینه سبد خانوار یا اختلاف در روش محاسبه خط فقر است. ولی آن‌چه روشن است، این که با هر روشی به خط فقر نگاه کنیم، در تهران این رقم حدود ۹ میلیون و در کل کشور بیش از پنج میلیون تومان است.

جمع‌بندی

داریوش ابوحمزه، معاون رفاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی روز ۱۸ دی ۱۴۰۰ در برنامه تلویزیونی تهران ۲۰ در شبکه پنج سازمان صداوسیما مدعی شد: «میانگین خط فقر در کشور برای خانواده چهار نفره حدود چهار میلیون تومان و برای شهر تهران کمی بیشتر، نزدیک پنج میلیون تومان است.» بررسی‌های «ایران‌وایر» نشان می‌دهند که این ادعا نه با برآوردهای بانک جهانی و نه با داده‌های سازمان‌های آماری و پژوهشی داخلی، از جمله مرکز ملی آمار ایران، مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و سازمان تامین اجتماعی هم‌خوانی ندارد.

بانک جهانی، ایران را در ردیف کشورهای پایین خط میانه درآمدی با خط فقری معادل روزانه ۳.۲۰ دلار به ازای هر نفر می‌داند و براین باور است که درآمد زیر ۱.۹ دلار در هر روز به ازای هر فرد، یعنی آن فرد در فقر مطلق قرار دارد و به حداقل غذای لازم دسترسی ندارد.

بانک جهانی برای محاسبه خط فقر قائل به رعایت این فرمول است:

درآمد ۳.۲۰ دلار در روز به ازای هر فرد (در کشوری مثل ایران با سرانه پایین متوسط درآمدی). 

بانک جهانی این‌جا قیمت دلار را براساس ارزش قدرت خرید محاسبه می‌کند.

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی نیز برای محاسبه خط فقر، قائل به رعایت این فرمول است:

قیمت یک سبد غذایی با ارزش دو هزار و ۱۰۰ کالری به علاوه معکوس ضریب انگل در حول و حوش سهم هزینه خوراکی از کل هزینه خانوار با ضریب ۲.۷ به ازای خانواده چهار نفره (دو بزرگ‌سال و دو کودک)، مساوی است با خط فقر کل خانوار.

ما سندی در خصوص تعیین ارزش دلار براساس قدرت خرید مردم در سال ۱۴۰۰ پیدا نکردیم. سندی هم در دست نداریم که قیمت هزینه سبد غذایی با ارزش دو هزار و ۱۰۰ کالری به ما نشان دهد. پس در محاسبه خط فقر، ناگزیریم به مبنا قرار دادن عدد خط فقر در سال ۱۳۹۸ منتشره توسط مرکز پژوهش‌های مجلس به عنوان یک سند معتبر استناد و آن را با ضریب نرخ تورم به عنوان خط فقر در سال ۱۴۰۰ محاسبه کنیم. با این محاسبه، خط فقر در تهران در سال ۱۴۰۰ حدود هشت میلیون و ۲۹ هزار و ۸۰۰  تومان خواهد بود (ضریب ۱.۴۸۷ نرخ تورم سال ۱۳۹۹ و ضریب ۱.۲۰ نرخ تورم شش ماهه اول ۱۴۰۰).

مرکز ملی آمار ایران با محاسبه هزینه و درآمد خانوار شهری و روستایی در سال ۱۳۹۹، هزینه سبد خانوار در تهران را حدود ۳۰ درصد بیشتر از میانگین کشوری می‌داند. با این حساب، نرخ خط فقر کشوری نیز در حدود پنج میلیون و ۶۲۰ هزار و ۸۶۰ تومان است. سازمان تامین اجتماعی این عدد را بالاتر و حدود هفت میلیون تومان برآورد کرده است. 

بنابراین، «ایران‌وایر» به ادعای داریوش ابوحمزه، معاون رفاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مبنی بر این که میانگین خط فقر در کشور برای خانواده چهار نفره حدود چهار میلیون تومان و برای شهر تهران کمی بیشتر نزدیک پنج میلیون است، نشان «حقیقت ندارد» می‌دهد. این عدد می‌تواند خط فقر غذایی باشد که پایین تر از خط فقر عمومی است.

حقیقت ندارد: اظهار دروغی درباره یک واقعه مشخص تازه یا چیزی است که قبلا عدم صحت آن اثبات نشده است، با استفاده از واقعیات و مدارک موجود.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره روش‌شناسی راستی‌آزمایی در «ایران‌وایر»، این‌جا را کلیک کنید.

]]>



Source link

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *




Enter Captcha Here :